دلم یک آفتاب مَلَس بهاری می خواهد تا مثل گربه ها، یک گوشه از حیاط لم بدهم و چشم هایم را ببندم و سیاهی هیچِ روبرویم از شدت آفتاب آن سوی پلک ها قرمز شود و فقط وقتی چشمانم را باز کنم که باران بگیرد و بوی شمعدانی های آب خورده بلند شود...

ما را در سایت دستت را بگذار روی قلبم... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 61