بسم الله
بسم الله
بسم الله...
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
... پرستو بغلم کرده بوده و گریه میکرد. آیۀ 2ساله که دومتر آن طرفتر، داشت طبق معمول وسایل کمد را بیرون میریخت، یکدفعه از کار مورد علاقهاش دست کشید و گفت: «مامان ناراحت نباش»... پرستو، خندید. اشکهایش را پاک کرد و گفت: «نه مامان جون من که ناراحت نیستم». و آیه، خندۀ مادرش را که دید، خیالش راحت شد و به بقیه بازیاش مشغول.
***
دلم میخواست کسی بود که با
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
انگار که همین امروزِ امروز شهیدت کردهاند؛
چقدر دلگیر شده است امروز.
نمی توانم نفس...
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
حتی شاید
روی گنبدت بنشینند و
- کبوترانه -
سلامم را به تو برسانند... .
____________________________________
کانال تلگرام سطرهای سفید:
https://telegram.me/satrhayesefid8
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل پورعلی